سبوی عشق

 طراوت را به چشمانت بريز

 بهار رقص کنان در بر توست

 بی مهابا تا ته زيبايی عالم فرياد کن

 خوشه چين سبزی عشق شو

 و مرا در ته آن راه خاکی خيس بياب

 تمام باران را بنوش

 از رنگين کمان سرشار کن چشمانت را

 رها کن دلتنگيت را در رقص برگ و شکوفه

دلت را آزاد کن

 موج شو سوار بر بهار

 تمام زيبايی زندگی را  تنفس کن

 منتظرت می مانم تا کی رسی به برم

 

نوشته شده در ۱۳۸٥/۱/٢٥ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ توسط حمید رضا نظرات () |


Design By : Night Skin